دیشب که پس از دو بست تریاک
در بستر خویش آرمیدم
شیطان آمد به بستر من
من چهره خود در او بدیدم
گفتا که بجنب اربعا* شد
ای یار همیشگی، پلیدم
گفتم چه کنم؟ بگو تو ارباب؟
از دست زمانه ناامیدم
از هر چه که سبز بیمناکم
از هر بانگی به خویش ..یم
بس زور زدم به ماه بهمن
از کوره دهات خر خریدم
آوردمشان به سوی تهران
گندش به درآمد و فسیدم
حالا تو بگو چه سازم این بار؟
تو باش مشاور رشیدم
گفتا ابلیس به ریشخندی
روزی که تو را مرجعیدم**
از بهر چنین کارها بود
ابله! منمای ناامیدم
فتوی بده و تمام کن کار
یک بار نمای روسفیدم
فتوی دادم خرابتر شد
گه خوردن خود به چشم دیدم
گفتنه همه فلانی گه خورد
آری خوردم. سرکشیدم هوهو هو....
در اینجا خامنه ای به دلیل گریه از ادامه شعر بازماند
*اربعا: چهارشنبه
** مرجعیدم: مرجع کردم (بنا به ضرورت شعر)
۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر