۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

چرا صبور نباشم که جور یار کشم

این روزها سخن خانم شادی صدر واکنشهایی را در میان جامعه مردان ایرانی برانگیخته است. خانم صدر در سخنان خود، مردان ایرانی را همانند امام جمعه سبک عقل، کاظم صدیقی، دانسته اند و از مردان خواسته اند تا خودشان را اصلاح کنند و اول از همه از خود شروع کنند. به عنوان یک مرد، من نیز به این سخن ایشان انتقاد دارم و معتقدم نباید همه مردان را در یک ردیف نشاند. همانطور که در میان زنان، خلقیات، روحیات و رفتارهای مختلف دیده می شود و این امر در تمامی جوامع وجود دارد، در مورد مردان نیز همین ویژگیها وجود دارد.
آنچه مرا به نوشتن این مطلب واداشت نه انگیزه عقده گشایی و دفاع «جانانه» از مردان، بلکه بیان نکته ای مهمتر است که اکنون جنبش مردم ایران به آن نیازمند است. در عین اینکه از خانم صدر خواهشمندم در سخن بعدی خود به گونه ای این شائبه موضعگیری عاری از بی طرفی و سوگیری را اصلاح کنند، از مردان ایرانی، فعالان سیاسی و وبلاگ نویسانی که به این سخن واکنش نشان داده اند و حتی بر روی فیس بوک کمپین مانندی در دفاع از حقوق مردان و البته زنان و به اصطلاح برابری طلبی به راه انداخته اند، گوشزد می کنم که اکنون جنبش به وحدت نیاز دارد. بیم آن می رود که اینگونه اختلافات باعث شکاف در میان صفوف جنبش شود. اکنون رژیم کودتا مایل است بین قومیتها، زنان و مردان، تهرانی ها و شهرستانی ها و هر گونه دسته بندی ممکن فاصله و شکاف بیاندازد و خود از آن بهره ببرد. بنابراین بیایید سخنان احیانا تلخی که در گیر و دار مبارزه بر زبان همرزمانمان جاری می شود تحمل کنیم. به قول سعدی شیرین سخن:
چو می توان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم

۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

فرق مستراح و منبر

بهلول را گفتند فرق "مستراح"و"منبر"چیست؟ گفت دراصلشان فرقی نیست. هر کس که نخواهد در"جمع" بریند درآن رود و هرکس که بخواهد"بر جمع" بریند براین

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

سوال جواب شب قبر. طنز

- خانم من فقط مامورم. به من گفتند بشمار، حالا هم شمردم. شما کلا 110305 رکعت دارید.

- ولی من همه را خوندم. نمی شه یک کاریش بکنی.

- دست ما نیست به خدا. ولی چشم؛ روندش می کنم به 110500. خوبه؟

- عجب گرفتاری شدیم. من می گم همه را خوندم. گرد نمی خواد بکنی. همان هایی که خوندم را بهم بده.

- عرض کردم. مبلتان چرمی بوده. یارو یافت آبادیه چرمش را از چین وارد کرده. اینها ذبح شرعی نمی کنند. چرم حکم مردار را داشته و نجس بوده. شما می نشستی روش؛ حواستون نبوده دستتان عرق..

- من این هایی که می گی اصلا حالیم نیست. من همه اش را خوندم. یک جایی اشتباه کردی. از جام تکان نمی خورم تا درستش کنی.

- ببینید خانم. فیلمش هست. ما از لحظه لحظه اعمالتون فیلم گرفتیم. ببینید.

- وای خدا مرگم بده. این چیه؟

- بگذارید رد کنم اینجاش را. خب. همین جا. ببین خانم اینجا که زوم کردم رو مبل نشستید و ..

- این منم؟

- بله خانم. این هم همون مبلیه که..

- چقدر چاق افتادم اینجا.

- چه عرض کنم؟ می تونم کمی کنتراستش را بیشتر کنم ولی نرم افزارم قفل شکسته است، اسکیل را عوض نمی کند.

_ آقا میشه این عکس را برام بریزی؟ خدا از حسابرسی کمت نکنه.

- فلش دارید همراتون؟

- چه حرفی می زنی. من تازه یک ساعت پیش از قبر دراومدم. فلشم کجا بود؟ نمی شه بریزی رو سی دی.

- سی دی خام ندارم. بریزم ته این طوری اش نیست؟ اعمال یک بابایی است که در جنینی تلف شد. باقی سی دی خالیه.

- جا میشه؟

- آره بابا. هر سی دی بیت جهان آخرت 7000 گیگ جا دارد و هر بیت هم 7000 گیگ دنیا است.

- پس قربون دستت یک موزیکی چیزی هم بریز ته اش.

- باشه. یک تکنوازی اسرافیل دارم، جدید. حالش را ببر.

۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

طنزی از عبید زاکانی

عبيد زاكانی را گفتند اسلام را چگونه ديدی؟ .گفت دين عجيبی است چون در آن وارد شوی سر آلتت را ببرند و چون خارج شوی سر خودت را

رژیم آخوندی و معضلی به نام «تهرانی ها»

انتخابات دوم خرداد سال 1376 و ریاست جمهوری خاتمی نخستین گام در مسیر تحولی بود که تا به امروز در بدنه جامعه ادامه پیدا کرده است. در واقع این نقطه آغاز، نه نقطه شکل گیریف بلکه نقطه علنی شدن آن چیزی بود که در زیر پوست شهر جریان داشت و رژیم مایل بود آن را نادیده بگیرد. بخشی از جامعه که نادیده گرفته شده بود و صدای آن با سرکوب و کم توجهی خاموش شده بود، یعنی طبقه متوسط، جوانان، زنان، دانشجویان و .. که اتفاقا اکثریت قریب به اتفاق را هم تشکیل می دادند به صحنه آمدند و با نفی ایدئولوژی رسمی رژیم، خواسته خود را تا حدودی به کرسی نشاندند. این جریان در سراسر کشور به وقوع پیوست بنابراین رژیم این چالش را چالشی در سطح ملی در نظر گرفت.
انتخابات سال 1388 اگر چه باز هم حرکتی از سراسر کشور را شاهد بود، حوادث پس از آن در تهران نمود بیشتری یافت و ساکنان شهرستانها به هر دلیل، با وجود نارضایتی از وضع موجود، بالنسبه کمتر به فعالیتهای اعتراضی دست زدند. تهران مرکز اعتراضات شد و این امر برای رژیم بسیار گران آمد. چرا که تهران در تیررس بیشتر رسانه های خارجی قرار دارد و خبرنگاران خارجی براحتی می توانند اخبار و گزارش از تحولات تهران با عکس و فیلم مخابره کنند. تهرانی ها با برخورداری از امکان گسترده تر استفاده از رسانه های جدید، بویژه اینترنت، کمتر تحت تاثیر تبلیغات رژیم قرار دارند و رسانه های رژیم نمی توانند با بمبارانهای تبلیغاتی خود آنها را مقهور خود سازند. گرایش مذهبی ضعیف تر تهرانی ها باعث می شود که طبقه متوسط جدید در این شهر کمتر خود را در معرض موعظه های آغشته به ایدئولوژی آخوندها بر سر منابر قرار دهند. آنها از این حیث نیز در مقابل حیله گری و فریب آخوند جماعت در امان هستند. به طورخلاصه آخوندها و رژیم آخوندی چندان به تهرانی ها دسترسی ندارد. بنابراین یا باید تهرانی ها را اخراج کرد تا دولت را از دست آنها نجات داد.
این امر باعث شد که رژیم در ابتدا به فکر جابجایی پایتخت بیفتد. موضوع جابجایی پایتخت موضوعی قدیمی است. بارها این پیشنهاد از سوی افراد مختلف از جمله نمایندگان مجلس مطرح شده و شهرهای مختلفی از جمله اراک، اصفهان، سمنان و ... به عنوان پایتخت پیشنهادی مطرح شده اند. این بار نیز پیشنهادهایی در این مورد مطرح شد که مشخص ترین آنها سمنان بود. در واقع رژیم مایل بود خود را هزچه بیشتر از تهرانی های «شورشی» دور کند. ولی این پیشنهاد باز هم مانند قبل مورد پذیرش قرار نگرفت و علت اصلی آن مانند دفعات قبل نبود زیرساختهای لازم در شهرستانها برای ایجاد پایتخت است.
حال که دولت نمی توان از تهران برود راه حلی که اخیرا به نظر رسیده و احمدی نژاد تصمیم جدی گرفته تا آن را اجرا کند اخراج تهرانی هاست. این اخراج ابتدا با مطرح کردن بحث زلزله شروع شد. رئیس جمهور در مراسم افتتاح یکی از مراکز امدادی گفت تهران در خطر زلزله قرار دارد و تهرانی ها باید فکری برای خروج از این شهر بکنند. بعدا در سخنرانی دیگر، مساله به شکلی مشخص تر طرح شد. به این صورت که پنج میلیون تهرانی باید از تهران بروند. لطف الله فروزنده مشاور رئیس جمهور نیز بسته تشویقی این اخراج را رو کرد. به این صورت که هر کارمندی که از تهران برود از اضافه حقوقی بین 25 تا 50 درصد برخوردار می شود. طبیعی است با اخراج بخشی از کارمندان تهرانی و انتقال آنها به شهرستانها، افرادی از شهرستانها باید جایگزین آنها شوند تا کمبود نیروی انسانی جابجا شده جبران شود. البته این امر تبعات زیادی نیز در پی دارد. آشنا نبودن نیروی شهرستانی با نحوه کار در تهران و .. از جمله این تبعات است که به هر حال همانند دیگر سیاستهای نسنجیده دولت، احمدی نزاد کمر به اجرای آن بسته است.
نکته جالب اظهار نظر صدرالدین شریعتی رئیس دانشگاه علامه بود که گفت 20 هزار دانشجو را از تهران خارج می کنیم و منظور وی از خارج کردن، بردن آنها به انتهای بزرگراه همت در بالای دهکده المپیک بود و این سخن دم خروس را در جیب آقایان نمایان کرد. مشخص شد که مقصود از همه این داد و فریادها محدود کردن تهرانی هاست و نه ترس از زلزله. دانشجویان قرار نیست از تهران خارج شوند، بلکه قرار است به گوشه ای از تهران انتقال یابند تا در صورت برگزاری برنامه های اعتراضی صدای آنها به گوش احدالناسی نرسد. در ادامه سناریوی «زلزله» این پروژه د مورد سایر دانشگاهها نیز اجرا خواهد شد و آنها نیز به بیرون از تهران انتقال خواهند یافت.
نکته جالبی که در این بین خود را نمایان می سازد سخنان رئیس جمهور درباره محاسن تعدد و کثرت فرزندان است. اگر کشور ما توان آن را دارد که این افزایش جمعیت را تحمل کند و مشکل بیکاری و تامین شغل و معیشت برای نسل جوان چندان جدی نیست و به رئیس جمهور اجازه می دهد این افاضات را بفرمایند، دولت در درجه نخست سعی کند بیکاران را به شهرستانها منتقل کند و برای آنها شغل تامین کند نه اینکه افراد شاغل را جابجا سازد.
راه حلی که دولت برای حل مساله اعتراضات اندیشیده بسیار شبیه به کوچاندن اجباری ایلات و عشایر در طول تاریخ ایران است. ولی باید دید آیا در قرن بیست و یکم هنوز هم دولتی هرچند زورگو می تواند مردم یک شهر را به اجبار و فریب به کوچیدن وادارد؟

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

برنامه های پیشنهادی جنبش سبز برای اردیبهشت و خرداد

نزدیک به یک سال از جنبش سبز می گذرد. در سال گذشته فعالیتهای جنبش سبز باعث استیصال و دستپاچگی رژیم شد. در سال گذشته به دستاوردهای بزرگی دست یافتیم که بزرگترین آنها رسوایی خامنه ای و جمهوری جهل و جنایت بود. اکنون در سال جدید باید بار دیگر عزم خود را جزم کنیم و فعالیتها را از سر بگیریم. در ماه اردیبهشت دو مناسبت وجود دارد که نباید آنها را از دست بدهیم. یکی روز یازده اردیبهشت (روز جهانی کارگر) است که با توجه به مشکلاتی که طی این مدت برای کارگزان زحمتکش کشورمان به وجود آمده است باید در این روز تمامی کارگران در حرکتی اعتراضی به خیابان بیایند و سایر مردم نیز در همراهی با آنها حرکتی اعتراضی را در خیابانهای تمامی شهرها رقم بزنیم.
مناسبت دیگر برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب است که به طور معمول در اردیبهشت ماه برگزار می شود. در این فرصت نیز باید محیط نمایشگاه بین المللی را به مکانی برای حرکتهای اعتراضی بدل سازیم. باید در جای جای نمایشگاه حرکتهای اعتراضی به راه بیاندازیم به گونه ای که رژیم نتواند کاری انجام دهد. باید غرفه های مطبوعاتی مانند کیهان، ایران و .. را صحنه اعتراض سازیم.
در ماه خرداد مناسبت مهمتری وجود دارد. فراموش نکنید کمکم به سالگرد کودتای ننگین احمدی نژاد و خامنه ای علیه ملت نزدیک می شویم. باید خود را برای برگزاری مراسم اعتراضی باشکوه و در هم شکننده ای آماده کنیم. خون نداها و سهرابها همچنان می جوشد و ما را فرا می خواند که تا سرنگونی رژیم جمهوری جهل و جنایت دست از مبارزه برنداریم. به امید پیروزی مردم ایران بر ستمگران

۱۳۸۹ فروردین ۱۳, جمعه

امروز بعد از ظهر همگی به سمت پارک لاله حرکت کنیم

با توجه به اینکه نیروهای سرکوبگر از نخستین ساعات صبح امروز در پارکهای اصلی تهران استقرار یافته اند و در داخل پارکها چند نفره به گشت زنی مشغولند، پیشنهاد می شود همگی از ساعت 4 بعد از ظهر امروز به سما پارک لاله حرکت کنیم. از این طریق هم ترافیک سبز ایجاد می شود و هم با تجمع در داخل پارک می توانیم به راهپیمایی اعتراضی بپردازیم. جمعیت زیاد قابل کنترل نیست. امروز نیروهای سرکوبگر در پارکهای مختلف تجمع کرده اند و این کار می تواند برای آنها غافلگیر کننده باشد. به امید سرنگونی جمهوری جهل و فساد و سرکوب